هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی و تمثیلی است که از مفاهیمی مانند فداکاری، عشق الهی، و مستی معنوی سخن میگوید. شاعر از تصاویری مانند انداختن کلوخ در آب، فداکاری مانند اسماعیل، نوشیدن می از دست کودک، و نور مهتاب برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و نمادین است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و مستی معنوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۳۱ - کلوخ جسم را در آب انداز
کلوخ جسم را در آب انداز
مکن مهمل بصد اشتاب انداز ۱
چو اسمعیل شوقر بان و سررا
به پیش تیغ آن قصاب انداز ۲
پس آنکه ذره سان جانی که داری
بر خورشید عالم تاب انداز ۳
بخور می از کف ده ساله طفلی
فغان در جان شیخ و شاب انداز ۴
نگارا تا ببوسم آن کف پای
چو مستان خویشرا در خواب انداز ۵
زخورشید رخت در جان کوهی
که آن نور است در مهتاب انداز ۶
مکن مهمل بصد اشتاب انداز ۱
چو اسمعیل شوقر بان و سررا
به پیش تیغ آن قصاب انداز ۲
پس آنکه ذره سان جانی که داری
بر خورشید عالم تاب انداز ۳
بخور می از کف ده ساله طفلی
فغان در جان شیخ و شاب انداز ۴
نگارا تا ببوسم آن کف پای
چو مستان خویشرا در خواب انداز ۵
زخورشید رخت در جان کوهی
که آن نور است در مهتاب انداز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - شبی از غیر آن ماه دل افروز
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - حق دمید اندر تن آدم نفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.