هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای طبیعت و ارتباط آن با ذات الهی و عواطف انسانی میپردازد. در آن از عناصری مانند آینه، ماه، خورشید، سنگ لعل، بلبل و ابر استفاده شده است تا مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند این مضامین را درک کنند.
شماره ۲۳۱ - گر شبی آن ماه با زلف پریشان آمدی
گر شبی آن ماه با زلف پریشان آمدی
ذره ذره از رخش خورشید تابان آمدی
گر نبودی آدم از آئینه ذات خدا
اینهمه نور و صفا در قلب انسان آمدی
آفتاب روی آن مه گر همی کردی طلوع
ازرخش سنگ سیه لعل بدخشان آمدی
دل نمی دانست او را در زمین و آسمان
یار اگر دامن کشان در صورت جان آمدی
گر نبودی گریه کوهی چو ابر نوبهار
بلبل بیدل چرا در باغ نالان آمدی
ذره ذره از رخش خورشید تابان آمدی
گر نبودی آدم از آئینه ذات خدا
اینهمه نور و صفا در قلب انسان آمدی
آفتاب روی آن مه گر همی کردی طلوع
ازرخش سنگ سیه لعل بدخشان آمدی
دل نمی دانست او را در زمین و آسمان
یار اگر دامن کشان در صورت جان آمدی
گر نبودی گریه کوهی چو ابر نوبهار
بلبل بیدل چرا در باغ نالان آمدی
۱۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - هست گردانید ما را از جهان نیستی
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - هر دم به شکل دیگر، دیدار می نمایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.