هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد عاشقی است که از فراق یار خود رنج میبرد. شاعر از نبودن معشوق، بیخبری از او، گریههای بیپایان و سوختن در آتش هجران میگوید. او با وجود ناامیدی از یار، همچنان به عشقش وفادار است و غم عشق را پرورش میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل احساسات عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و هجران ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۰ - نامه ای قاصد اگر آورد از دلبر ما
نامه ای قاصد اگر آورد از دلبر ما
زر چه باشد به نثار قدم او سر ما ۱
روزگاری است که هیچم خبری ازخود نیست
که نه دلبر بر ما باشد و نه دل بر ما ۲
من که عاجز شدم از نامه نوشتن بر دوست
شسته شد بسکه خط از گریه چشم تر ما ۳
هر شب از بس ز غم زلف سیاهش گریم
سرخ اطلس شده از خون جگر بستر ما ۴
روز و شب با غم عشق رخ اوخرسندم
پرورش کرده به غم چون دل غم پرور ما ۵
ناامید این قدر از بختم و مأیوس از یار
که گر آید به برم می نشود باور ما ۶
سوزم از آتش هجران و بلنداقبالم
گر به سویش ببرد باد ز خاکستر ما ۷
زر چه باشد به نثار قدم او سر ما ۱
روزگاری است که هیچم خبری ازخود نیست
که نه دلبر بر ما باشد و نه دل بر ما ۲
من که عاجز شدم از نامه نوشتن بر دوست
شسته شد بسکه خط از گریه چشم تر ما ۳
هر شب از بس ز غم زلف سیاهش گریم
سرخ اطلس شده از خون جگر بستر ما ۴
روز و شب با غم عشق رخ اوخرسندم
پرورش کرده به غم چون دل غم پرور ما ۵
ناامید این قدر از بختم و مأیوس از یار
که گر آید به برم می نشود باور ما ۶
سوزم از آتش هجران و بلنداقبالم
گر به سویش ببرد باد ز خاکستر ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - دردا که هیچکس نبود دادرس مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - گمانم اینکه دل دوست نیست مایل ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.