هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج خود میگوید و احساس تنهایی و بیپناهی میکند. او از بیعدالتی روزگار و نبود یاور شکایت دارد و دلشکستگی خود را با تصاویری مانند شکستهشدن بال و پر، قفس، و خون دل به تصویر میکشد. در نهایت، از ناتوانی در ادامه شعر گفتن سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند اندوه، تنهایی و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹ - دردا که هیچکس نبود دادرس مرا
دردا که هیچکس نبود دادرس مرا
آوخ که یاوری نکند هیچکس مرا ۱
دست قضا شکسته مرا بال و پر دگر
جا داده اند از چه به کنج قفس مرا ۲
خون شددلم که جای هوس بود اندر او
جای هوس نمانده چه جای هوس مرا ۳
چشمم ز خون دل چو لب یار گشته سرخ
تهمت مزن به مستی ومی ای عسس مرا ۴
بس کن که خویش خسته تر از من شدی بسی
ای روزگار جور تو گر نیست بس مرا ۵
هستم بلند اقبال اما چو بنگری
گردون نموده پست تر از خار وخس مرا ۶
من شعر ز این سپس نتوانم رقم زدن
زحمت رسد ز بسکه همی از مگس مرا ۷
آوخ که یاوری نکند هیچکس مرا ۱
دست قضا شکسته مرا بال و پر دگر
جا داده اند از چه به کنج قفس مرا ۲
خون شددلم که جای هوس بود اندر او
جای هوس نمانده چه جای هوس مرا ۳
چشمم ز خون دل چو لب یار گشته سرخ
تهمت مزن به مستی ومی ای عسس مرا ۴
بس کن که خویش خسته تر از من شدی بسی
ای روزگار جور تو گر نیست بس مرا ۵
هستم بلند اقبال اما چو بنگری
گردون نموده پست تر از خار وخس مرا ۶
من شعر ز این سپس نتوانم رقم زدن
زحمت رسد ز بسکه همی از مگس مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - در جوانی نه همی کرده غمت پیر مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - نامه ای قاصد اگر آورد از دلبر ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.