هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ رنج، غم و اسارت در وادی هجران است. شاعر از شادی و آزادی دل بریده و تنها به فیوضات الهی و یاد جانان دل بسته است. او از صنعت‌های ظاهری و ابزارهای مادی بیزار است و شعرش را برخاسته از مستی و حال درونی می‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و اسارت نیاز به تجربهٔ زندگی بیشتری برای درک کامل دارند.

شماره ۲۲ - چون به غم خو کرده دل شادی نمی خواهیم ما

چون به غم خو کرده دل شادی نمی خواهیم ما
دل چو در بند است آزادی نمی خواهیم ما ۱

گشته ام از بخت بد در وادی هجران اسیر
غیر جانبازی در این وادی نمی خواهیم ما ۲

ما که خود از تیشه غم این چنین ویرانه ایم
تا جهان برپاست آبادی نمی خواهیم ما ۳

هر که می بینی امید فیض دارد از کسی
جز فیوضات خدادادی نمی خواهیم ما ۴

ز آن کلام شکرین داریم شیرین بس که کام
قند و حلوایی ز قنادی نمی خواهیم ما ۵

بیستون سینه را با تیشه ناخن کنیم
وصف صنعت‌های فرهادی نمی خواهیم ما ۶

نام جانان را بخوان تا جان و سر پیشت نهیم
خنجر و شمشیر فولادی نمی خواهیم ما ۷

گر قوافی چون بلند اقبال شد آشفته حال
شعرم از مستی است استادی نمی خواهیم ما ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱ - گمانم اینکه دل دوست نیست مایل ما
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - نه چوبالای توسروی بود اندر چمنا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.