هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانهای است که شاعر از عشق به معشوق متحمل شده است. او از تأثیرات عمیق این عشق بر دل و جان خود سخن میگوید و اشاره میکند که این عشق او را پریشان و ویران کرده است. شاعر همچنین به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی خود اشاره میکند و از معشوق به عنوان کسی که باعث تغییر حال او شده، یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۴۰ - رخنه ها از مژه آن ترک در ایمانم کرد
رخنه ها از مژه آن ترک در ایمانم کرد
چه بگویم که چه کاری به دل و جانم کرد ۱
عزم کرده است همانا که کندتعمیرم
ورنه از ریشه سبب چیست که ویرانم کرد ۲
نه من از گردش ایام پریشان شده ام
که پریشانی زلف تو پریشانم کرد ۳
یوسف از دست تومیکرد شکایت که مرا
گاه در چاه و گهی خسته زندانم کرد ۴
هستم ازعشق تو سرباز ولی همت عشق
یاور حال دل من شد وسلطانم کرد ۵
بهجهان نام ونشان هیچ نبود از من زار
التفات تو چنین میر جهانبانم کرد ۶
گفتی ازچیست چنین شهره بلنداقبال است
عشق روی تو چنین شهره دورانم کرد ۷
چه بگویم که چه کاری به دل و جانم کرد ۱
عزم کرده است همانا که کندتعمیرم
ورنه از ریشه سبب چیست که ویرانم کرد ۲
نه من از گردش ایام پریشان شده ام
که پریشانی زلف تو پریشانم کرد ۳
یوسف از دست تومیکرد شکایت که مرا
گاه در چاه و گهی خسته زندانم کرد ۴
هستم ازعشق تو سرباز ولی همت عشق
یاور حال دل من شد وسلطانم کرد ۵
بهجهان نام ونشان هیچ نبود از من زار
التفات تو چنین میر جهانبانم کرد ۶
گفتی ازچیست چنین شهره بلنداقبال است
عشق روی تو چنین شهره دورانم کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - آشفتگی زلف تو آشفته ترم کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - شیری است عشق کز بر او کس گذر نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.