هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولانا بیانگر مفاهیمی مانند عشق الهی، نور معنوی، وحدت وجود و خدمت به معشوق حقیقی است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند شراب نور، گام زدن از مشرق تا مغرب و اشاره به سلیمان و مور، به بیان حقایق عرفانی میپردازد. متن تأکید دارد که تنها کسانی که چشم حقیقتبین دارند میتوانند این نور را ببینند و دیگران از درک آن محروم هستند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۷ - شراب عاشقان از نور باشد
شراب عاشقان از نور باشد
نه اندر خم نه از انگور باشد ۱
ز مشرق تا به مغرب هست گامی
اگر چه در نظرها دور باشد ۲
بباید کرد خدمت آن شهی را
که در پیشش سلیمان مور باشد ۳
بت شیرین لبی دارم که از او
زمین و آسمان پر شور باشد ۴
به هر سو بنگرم می بینم او را
نمی بیند هر آنکس کور باشد ۵
نمی خواهد که از هر کس برد دل
ز چشم خلق از آن مستور باشد ۶
ورگرنه روز و شب رخ می نماید
به چشمی کز رخش پر نور باشد ۷
بلند اقبال گویا مستی امشب
و یا طبعت به خود مغرور باشد ۸
مکن بازی به آن گیسوی مشکین
که بر زخم دلت ناسور باشد ۹
نه اندر خم نه از انگور باشد ۱
ز مشرق تا به مغرب هست گامی
اگر چه در نظرها دور باشد ۲
بباید کرد خدمت آن شهی را
که در پیشش سلیمان مور باشد ۳
بت شیرین لبی دارم که از او
زمین و آسمان پر شور باشد ۴
به هر سو بنگرم می بینم او را
نمی بیند هر آنکس کور باشد ۵
نمی خواهد که از هر کس برد دل
ز چشم خلق از آن مستور باشد ۶
ورگرنه روز و شب رخ می نماید
به چشمی کز رخش پر نور باشد ۷
بلند اقبال گویا مستی امشب
و یا طبعت به خود مغرور باشد ۸
مکن بازی به آن گیسوی مشکین
که بر زخم دلت ناسور باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - عاشق رویتو راکاری به کفر ودین نباشد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - سزد بلبل به گل گر در گلستان هم نفس باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.