هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه از زبان شاعری است که از عشق و فراق یار می‌نالد. او از دل‌بستگی، درد فراق، تأثیر نگاه معشوق و دیوانگی عشق سخن می‌گوید و از زاهدانی که عشق را تکفیر می‌کنند، شکایت دارد. شاعر همچنین به قدرت عشق در تغییر سرنوشت و درمان دردها اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده و احساسات شدید عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۱۷۶ - دل را اسیر زلف گروه گیر می کند

دل را اسیر زلف گروه گیر می کند
دیوانه را علاج به زنجیر می کند ۱

باید ز چشم و ابروی دلبر حذر نمود
ترک است ومست دست به شمشیر می کند ۲

چشمش چه چنگ ها که زداز مژه بر دلم
آهوی دوست عربده با شیر می کند ۳

از خط شد اینه رخ اوتیره گون ببین
کآه دل شکسته چه تأثیر می کند ۴

ای دل خراب شوکه شنیدم نگار من
هر جا خراب آمده تعمیر می کند ۵

این دردها که در دل ما باشد آن طبیب
دانم کند علاج ولی دیر می کند ۶

چندان ز عمر من نگذشته است در شباب
درد فراق یار مرا پیر می کند ۷

انگشت من شکسته تر از آن قلم شود
کز شرح هجر روی تو تحریر می کند ۸

کافر بود به کیش من آن را که عشق نیست
زاهدمرا ز عشق تو تکفیر می کند ۹

اقبال هر که را که بلنداست همچون من
یارش به تیر مژگان نخجیر می کند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - هر ناله ای که بربط وطنبور می کند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - هیچ می دانی که هجرانت چه با من می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.