هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات عمیق عشق و هجران بر شاعر می‌پردازد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند بندگی، رستگاری، و تضادها بین دوست و دشمن دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۷۷ - هیچ می دانی که هجرانت چه با من می کند

هیچ می دانی که هجرانت چه با من می کند
می کندبا من همان کاتش به خرمن می کند ۱

سرو آزاد ار ببیند قامت دلجوی تو
بندگی را طوق چون قمری به گردن می کند ۲

افتد ارچشم مسافر برجمالت عمر را
درهمان جائی که می باشی تومسکن می کند ۳

حاجت تیر و زره نبود تو را در روز رزم
زلف ومژگان تو کار تیر وجوشن می کند ۴

خویشتن را زلف توچون زاهد وسواس دار
پیش چشم مست توبرچیده دامن می کند ۵

درکلیسا گر گذار آرد بت ترسای من
کافرم گر سجده پیش بت برهمن می کند ۶

از رخ وزلف وخط وچشم ودهان وقد خویش
هر کجا بنشیند آنجا را چو گلشن می کند ۷

می نجنبد از لب چون شکرش خال مگس
هر چه زلفش خویشتن رابادبیزن می کند ۸

میکندیغما دل و دین از کف پیر وجوان
نه هراس از مرد ونه اندیشه از زن می کند ۹

دلبر ما برخلاف رسم اهل روزگار
دوست را محروم واحسان ها به دشمن می کند ۱۰

رستگار آن کس بود ای دل که اندر هر مقام
نه نعم گوید نه لا نه ما و نه من می کند ۱۱

تیشه و بازوی فرهاد ار چه درکار است لیک
بیستون را بیستون شیرین ار من می کند ۱۲

چون بنفشه روسیاهی عاقبت بار آورد
هر که خود را ده زبان مانندسوسن می کند ۱۳

بر بلنداقبال دنیا همچو چشم سوزن است
بس که خود را تنگدل چون چشم سوزن میکند ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - دل را اسیر زلف گروه گیر می کند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - زلف توگه سرکشی و گاه پستی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.