هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه عشق به معشوق، او را از پیری و خمیدگی رهانیده و در عین حال دیوانهاش کرده است. همچنین، از جذابیتهای معشوق مانند ابرو و مژههایش یاد میکند و تأثیر وصل و هجران او را بر زندگی خود بیان میدارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۲۰۷ - آن پری پابست گیسوی گره گیرم نمود
آن پری پابست گیسوی گره گیرم نمود
عاقبت دیوانه ام کرد وبه زنجیرم نمود ۱
من نمی دادم بدودل نعلی از ابروی خویش
اندرآتش بردوسحری کردوتسخیری نمود ۲
اینهمه چنین برجبین و چهرم از پیری مبین
درجوانی عشق روی اوچنین پیرم نمود ۳
نیست از بسیاری عمر اینکه پشتم گشته خم
قد خمیده چون کمان آن قدچو تیرم نمود ۴
اندر اول سر به سر هجرش مرا دیوانه کرد
واندر آخر وصل او آباد وتعمیرم نمود ۵
گفتم آهوئی است چشم او چو دیدم مژه اش
مات گشتم درنظر چون چنگل شیرم نمود ۶
چون بلند اقبال بودم درهمه قولی فصیح
وصف رویش اخرس وعاجز ز تقریرم نمود ۷
عاقبت دیوانه ام کرد وبه زنجیرم نمود ۱
من نمی دادم بدودل نعلی از ابروی خویش
اندرآتش بردوسحری کردوتسخیری نمود ۲
اینهمه چنین برجبین و چهرم از پیری مبین
درجوانی عشق روی اوچنین پیرم نمود ۳
نیست از بسیاری عمر اینکه پشتم گشته خم
قد خمیده چون کمان آن قدچو تیرم نمود ۴
اندر اول سر به سر هجرش مرا دیوانه کرد
واندر آخر وصل او آباد وتعمیرم نمود ۵
گفتم آهوئی است چشم او چو دیدم مژه اش
مات گشتم درنظر چون چنگل شیرم نمود ۶
چون بلند اقبال بودم درهمه قولی فصیح
وصف رویش اخرس وعاجز ز تقریرم نمود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - بی سبب نبود که یار ازچشم خود دورم نمود
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - دردعشق یار را تدبیر نتوانم نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.