هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیتوجهی معشوق (یار) به خود شکایت میکند و از درد فراق و نادیده گرفته شدن مینالد. با این حال، در بخشی از شعر به این نکته اشاره میکند که همین یار، منبع فیض و روحبخشی اوست و امیدوار است که یارش او را از لطف خود محروم نکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانهای است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۲۶ - التفاتی به ما ندارد یار
التفاتی به ما ندارد یار
که زما یاد می نیارد یار ۱
یار ما ابرر حمت است ودریغ
هیچ برکشت ما نبارد یار ۲
اینکه دایم ز دیده خونبارم
دل ما را همی فشارد یار ۳
مگر از بندگان درگه خویش
بنده اش را نمی شمارد یار ۴
نه چه گفتم ز بیخودی که به خود
مر مرا وانمی گذارد یار ۵
دمبدم فیض بخش روح من است
نکند از عطا مرا رد یار ۶
نبود کس چومن بلنداقبال
کام من را اگر برآرد یار ۷
که زما یاد می نیارد یار ۱
یار ما ابرر حمت است ودریغ
هیچ برکشت ما نبارد یار ۲
اینکه دایم ز دیده خونبارم
دل ما را همی فشارد یار ۳
مگر از بندگان درگه خویش
بنده اش را نمی شمارد یار ۴
نه چه گفتم ز بیخودی که به خود
مر مرا وانمی گذارد یار ۵
دمبدم فیض بخش روح من است
نکند از عطا مرا رد یار ۶
نبود کس چومن بلنداقبال
کام من را اگر برآرد یار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۵ - پرده را از روی خود انداخت یار
گوهر بعدی:شماره ۲۲۷ - زد سر زلف خود آن دلبر که اکنون دل ببر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.