هوش مصنوعی: این شعر از درد فراق و جدایی از معشوق سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر آتش دوزخ، مار در پیراهن، و اشک‌های جاری، رنج و بی‌قراری خود را به تصویر می‌کشد. او از فراق یار خود رنج می‌برد و آرزوی وصال دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و احساسات سنگین مانند فراق و درد جدایی، مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.

شماره ۲۶۹ - بر سر ما آن نگار آورده کاری از فراق

بر سر ما آن نگار آورده کاری از فراق
کآتش دوزخ بود بی شک شراری از فراق ۱

هوشم ازسر تابم از دل جانم ازتن رفته است
رفته در پیراهنم گوئی که ماری از فراق ۲

اینکه می بینی قدم خم گشته چون ابروی دوست
نیست از پیری که هستم زیر باری از فراق ۳

از برم تا رفت دلبر اشک چشمم می رود
از کنارم رودها از هر کناری از فراق ۴

دود آهم گر ز گردون بگذرد نبودعجب
کآتشی دارم به جان و دل ز یاری از فراق ۵

وصل وی بامی مگر شوید غبارش را زرخ
بر رخ هر دل که بیشیند غباری از فراق ۶

جز بلند اقبال کوهست از تو بی آرام تر
همچو توای دل ندیدم بی قراری از فراق ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - کس نگردد مبتلای درد وآزار فراق
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - فغان که دل به برم خون شد ازجفای فراق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.