هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر از درد فراق و عشق ناگفته خود می‌گوید. او از زلف یار، هجران، دل شکسته، و رنج‌های عاشقی سخن می‌گوید و در پاسخ به هر شکایت، تنها جواب «چه باک» می‌شنود. این شعر حالتی غمگین و عاشقانه دارد و از عناصری مانند اشک، آتش غم، و قفس برای توصیف احساسات استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۲۷۵ - گفتم ازهجر توخونین جگرم گفت چه باک

گفتم ازهجر توخونین جگرم گفت چه باک
گفتم از زلف تو آشفته ترم گفت چه باک ۱

گفتم آن دل که ز دستم به اسیری بردی
روزگاری است کز او بی خبرم گفت چه باک ۲

گفتمش دل زغمت خون شدو پیوسته همی
ریخت بر چهره ام از چشم ترم گفت چه باک ۳

گفتم ای مه تو ز بس جابری ومن صابر
در برتیر ملامت سپرم گفت چه باک ۴

گفتم از شوخ شکر لب ز فراقت به مذاق
تلخ تر گشته ز حنظل شکرم گفت چه باک ۵

گفتم افتاده ز بیدادتو درکنج قفس
همچو آن طایر بشکسته پرم گفت چه باک ۶

گفتمش در شب هجران تو از آتش غم
سوخت چون شمع ز پا تا به سرم گفت چه باک ۷

گفتم از عشق تو هر چند بلند اقبالم
بی دل وخون جگر و در به درم گفت چه باک ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۴ - الامان از عشق و از آزار عشق
گوهر بعدی:شماره ۲۷۶ - دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.