هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از دردها و رنجهای عاطفی خود میگوید و از عشق ناکام و غمهای درونی سخن میراند. او از آههای سوزان، اشکهای خونین و دلهای چاکچاک یاد میکند و گاهی به مرگ و آرامگاه خود اشاره دارد. همچنین، از ترس آتش عشق و تأثیرات آن بر زندگی خود و جهان میگوید. در نهایت، امیدوار است که با یاری بخت، به آرزوهایش برسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنجهای شدید روحی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۳۱۱ - یک آه اگر از دل صد چاک برآرم
یک آه اگر از دل صد چاک برآرم
دود ازشرر دل ز نه افلاک برآرم ۱
چون دامن گلچین شده دامان من از بس
خوناب دل ازدیده نمناک برآرم ۲
روزی به سر تربتم از پای گذارم
درم کفن خویش وسر از خاک برآرم ۳
صد سوز مرا بر جگر از غصه فزاید
گر تیر تو را از دل صد چاک برآرم ۴
ترسم فتد آتش به من وهر چه به عالم
هرگه نفسی از دل غمناک برآرم ۵
گفتم که چه خواهی کنی از زلف بگفتا
ماری به سر دوش چو ضحاک برآرم ۶
گردد چو بلند اقبال ار بخت مرا یار
کام دل از آن دلبر بی باک برآرم ۷
دود ازشرر دل ز نه افلاک برآرم ۱
چون دامن گلچین شده دامان من از بس
خوناب دل ازدیده نمناک برآرم ۲
روزی به سر تربتم از پای گذارم
درم کفن خویش وسر از خاک برآرم ۳
صد سوز مرا بر جگر از غصه فزاید
گر تیر تو را از دل صد چاک برآرم ۴
ترسم فتد آتش به من وهر چه به عالم
هرگه نفسی از دل غمناک برآرم ۵
گفتم که چه خواهی کنی از زلف بگفتا
ماری به سر دوش چو ضحاک برآرم ۶
گردد چو بلند اقبال ار بخت مرا یار
کام دل از آن دلبر بی باک برآرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۰ - نیارد سروهرگز میوه من چیزی عجب دیدم
گوهر بعدی:شماره ۳۱۲ - چنان اندر کمند طره جانان گرفتارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.