هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد هجران و عشق سخن میگوید و از رنجهای روحی و جسمی که در این راه متحمل شده است. او از معشوق خود میخواهد که به او نگاه کند و حال دلش را دریابد. شاعر همچنین از امید به وصال و عشق پایدار خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۳۱ - زنده دور از روی آن سیمین تنم
زنده دور از روی آن سیمین تنم
من عجب آهن دل وروئین تنم ۱
حال دل از من چه می پرسی زهجر
کن به رخسارم نگاه وبین تنم ۲
از غم هجران وبار عشق دوست
خسته شد جانم از آن از این تنم ۳
گشت خون از آن لب میگون دلم
شدچومو زآن موی مشک آگین تنم ۴
ده زیاقوتی شراب لعل خویش
روح روح وراحت مسکین تنم ۵
نگذرم از مهرت از ابروی خویش
خنجر آجین گر کنی از کین تنم ۶
چون بلنداقبال از امید وصال
زنده دور از روی آن سیمین تنم ۷
من عجب آهن دل وروئین تنم ۱
حال دل از من چه می پرسی زهجر
کن به رخسارم نگاه وبین تنم ۲
از غم هجران وبار عشق دوست
خسته شد جانم از آن از این تنم ۳
گشت خون از آن لب میگون دلم
شدچومو زآن موی مشک آگین تنم ۴
ده زیاقوتی شراب لعل خویش
روح روح وراحت مسکین تنم ۵
نگذرم از مهرت از ابروی خویش
خنجر آجین گر کنی از کین تنم ۶
چون بلنداقبال از امید وصال
زنده دور از روی آن سیمین تنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۰ - اگر بداگر خوبم از دوستانم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۲ - گفتمش دیوانه ام گفتا که زنجیرت کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.