هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او از دیوانگی، تشنگی دیدار، و عشق بیپایان خود میگوید و معشوق در پاسخ وعدههایی مانند زنجیر کردن، تعمیر کردن، و سیراب کردن او را میدهد. شعر پر از استعارههای زیبا مانند زلف پرچین، تیر و کمان ابرو، و آب کوثر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارند تا به طور کامل درک شوند.
شماره ۳۳۲ - گفتمش دیوانه ام گفتا که زنجیرت کنم
گفتمش دیوانه ام گفتا که زنجیرت کنم
گفتمش ویرانه ام گفتا که تعمیرت کنم ۱
گفتم ازعشق توچون زلف توپرچین شد رخم
گفت درعهدجوانی خواستم پیرت کنم ۲
گفتمش تا چندباشم تشنه دیدار تو
گفت زآب کوثر لب غم مخور سیرت کنم ۳
گفتم ازخیل سگان درگهت خواهم شوم
گفت اگرگردی سگ این آستان شیرت کنم ۴
گفتمش داری ز مژگان تیر وا ز ابروکمان
گفت هستم درخیال اینکه نخجیرت کنم ۵
گفتم اندر پای تو خواهم کهتا میرم ز عشق
گفت تا میری در اقلیم بقا میرت کنم ۶
چون بلنداقبال گفتم هر زمانم حالتی است
گفت میخواهم که تا آگه زتقدیرت کنم ۷
گفتمش ویرانه ام گفتا که تعمیرت کنم ۱
گفتم ازعشق توچون زلف توپرچین شد رخم
گفت درعهدجوانی خواستم پیرت کنم ۲
گفتمش تا چندباشم تشنه دیدار تو
گفت زآب کوثر لب غم مخور سیرت کنم ۳
گفتم ازخیل سگان درگهت خواهم شوم
گفت اگرگردی سگ این آستان شیرت کنم ۴
گفتمش داری ز مژگان تیر وا ز ابروکمان
گفت هستم درخیال اینکه نخجیرت کنم ۵
گفتم اندر پای تو خواهم کهتا میرم ز عشق
گفت تا میری در اقلیم بقا میرت کنم ۶
چون بلنداقبال گفتم هر زمانم حالتی است
گفت میخواهم که تا آگه زتقدیرت کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - زنده دور از روی آن سیمین تنم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - ز آب چشم از بسکه روز و شب زمین را تر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.