هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از حالتی آشفته و سردرگم سخن میگوید که نه از عناصر طبیعی است و نه کاملاً انسانی. او خود را محصول خیال و عشق میداند، با وجود آگاهی از اسرار عالم، همچون خاکستری بیارزش است. با وجود رنجهایش، خود را سرشار از عشق و زیبایی میداند و در نهایت به ناتوانی در رسیدن به کمال و نیکی اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است نامفهوم باشد.
شماره ۳۵۴ - ما ز گیسوی پریشانی تو آشفته تریم
ما ز گیسوی پریشانی تو آشفته تریم
زخیال لب چون لعل تو خونین جگریم ۱
نه ز خاکیم ونه از آب ونه از آتش وباد
آدمی شکل ولیکن نه ز جنس بشریم ۲
آگه از عالم اسرار وخبر ازهمه کار
لیک افتاده چومستان وز خودبی خبریم ۳
گنج قارون بر ما هست تلی خاکستر
که ز اشک ورخ خودمعدن زروگهریم ۴
تلخ کامیم به کام همه هستیم چو زهر
پای تا سر همه شوریم ولی نیشکریم ۵
دل ما دیده بسی دلبر وآمد برتو
لوحش الله که چه صافی دل وصاحب نظریم ۶
همه گفتیم ولی ذکر بلند اقبال است
ما چه نیکی طلبیم از توکه از بد بتریم ۷
زخیال لب چون لعل تو خونین جگریم ۱
نه ز خاکیم ونه از آب ونه از آتش وباد
آدمی شکل ولیکن نه ز جنس بشریم ۲
آگه از عالم اسرار وخبر ازهمه کار
لیک افتاده چومستان وز خودبی خبریم ۳
گنج قارون بر ما هست تلی خاکستر
که ز اشک ورخ خودمعدن زروگهریم ۴
تلخ کامیم به کام همه هستیم چو زهر
پای تا سر همه شوریم ولی نیشکریم ۵
دل ما دیده بسی دلبر وآمد برتو
لوحش الله که چه صافی دل وصاحب نظریم ۶
همه گفتیم ولی ذکر بلند اقبال است
ما چه نیکی طلبیم از توکه از بد بتریم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۳ - ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم
گوهر بعدی:شماره ۳۵۵ - ز سوز عشق تودرسینه آتشی داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.