هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد فراق و عشق شدید شاعر به معشوق است. او از سوزش دل، اشکهای بیپایان و حیرت در هویت خود سخن میگوید. شاعر از معشوق میخواهد که نقاب از چهره بردارد تا او را ببیند و در نهایت، عشق را مأمن خود در دریای رنج و محنت میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۳۷۴ - فراق یار چه دانی چه می کندبا من
فراق یار چه دانی چه می کندبا من
به جان من زند آتش بر آتشم دامن ۱
چنان شود که نماند دگر نم اندر یم
ز سوز دل کشم آهی اگر به دریا من ۲
چنان وود مرا پر نموده عشق از دوست
که خودبه حیرتم از اینکه من توام یا من ۳
تو دستگیری افتادگان چه فرمائی
چه باک از غم عشقت گر افتم ازپا من ۴
گناه بخش وخطا پوش نیست الا تو
چه غم ندارد اگر کس گناه الا من ۵
تو راندیده شدم عاشق تو ازدل وجان
بیا ودور کن از رخ نقاب را تامن ۶
شوم ز حسن رخت مات چون شه شطرنج
ز عشق در شط رنج ومحن کنم مأمن ۷
نصیحتت کنم ای دل شوی بلنداقبال
به عشق دوست اگر همرهی کنی با من ۸
به جان من زند آتش بر آتشم دامن ۱
چنان شود که نماند دگر نم اندر یم
ز سوز دل کشم آهی اگر به دریا من ۲
چنان وود مرا پر نموده عشق از دوست
که خودبه حیرتم از اینکه من توام یا من ۳
تو دستگیری افتادگان چه فرمائی
چه باک از غم عشقت گر افتم ازپا من ۴
گناه بخش وخطا پوش نیست الا تو
چه غم ندارد اگر کس گناه الا من ۵
تو راندیده شدم عاشق تو ازدل وجان
بیا ودور کن از رخ نقاب را تامن ۶
شوم ز حسن رخت مات چون شه شطرنج
ز عشق در شط رنج ومحن کنم مأمن ۷
نصیحتت کنم ای دل شوی بلنداقبال
به عشق دوست اگر همرهی کنی با من ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۳ - ساقی امشب می دهی گر می به من
گوهر بعدی:شماره ۳۷۵ - بیدار شد ز خواب بخت به خواب من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.