هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد عشق و رنجهای دلش میگوید. او از یاری یاد میکند که جز جور و ستم نیاموخته و دلش را پر از خون کرده است. همچنین، به ناامیدی از اقبال و فروش جانها در ازای می اشاره دارد، اما در نهایت چشم دل را به سوی خدا دوخته است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه همراه با غم و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند 'فروش جان' و 'جور و کین' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۱۰ - در دلم عشق آتشی افروخته
در دلم عشق آتشی افروخته
کارزوهای دلم را سوخته ۱
گوئی استاد ازل جز جور و کین
یار را درس دگر ناموخته ۲
چشم من آخر تلف کرد از غمش
در دلم خون هر چه بود اندوخته ۳
کم ملامت کن که پیر می فروش
می خرد جان ها می ار بفروخته ۴
گربلند اقبال بر کس ننگرد
چشم دل از ما سوی الله دوخته ۵
کارزوهای دلم را سوخته ۱
گوئی استاد ازل جز جور و کین
یار را درس دگر ناموخته ۲
چشم من آخر تلف کرد از غمش
در دلم خون هر چه بود اندوخته ۳
کم ملامت کن که پیر می فروش
می خرد جان ها می ار بفروخته ۴
گربلند اقبال بر کس ننگرد
چشم دل از ما سوی الله دوخته ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۹ - عکس رخ آن ماه در جام شراب انداخته
گوهر بعدی:شماره ۴۱۱ - عاشق روی نگارم کفر چه ایمان چه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.