هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از بی وفایی و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که معشوق از او دور شده و به دیگران مهر میورزد. او از درد فراق مینالد و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند و درد دلش را درمان نماید. همچنین، شاعر به حکم قضا و قدر اشاره میکند و از تغییر احوال خود و معشوق میگوید.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و درد فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۲۷ - چرا تواینهمه ای ماه بی وفا شده ای
چرا تواینهمه ای ماه بی وفا شده ای
به دوستان همه بی مهر یا به ما شده ای ۱
جفاکشی شده ما را شعار ودلشادیم
از آن زمان که به ما مایل جفا شده ای ۲
جدا شود چو نی از غصه بنداز بندم
ببینم ازبر من گر دمی جدا شده ای ۳
به ملک حسن تو شاهنشهی زهی احسان
که همنشین به من خسته گدا شده ای ۴
به من به حالت بیگانگان کنی رفتار
ولیک با همه می بینم آشنا شده ای ۵
هزار درد تو را بی دوا شفا بخشد
اگر به درد دل خسته ای دوا شده ای ۶
دلا چه شد که چو من گشته ای بلنداقبال
مگر به حکم قضا و قدر رضا شده ای ۷
به دوستان همه بی مهر یا به ما شده ای ۱
جفاکشی شده ما را شعار ودلشادیم
از آن زمان که به ما مایل جفا شده ای ۲
جدا شود چو نی از غصه بنداز بندم
ببینم ازبر من گر دمی جدا شده ای ۳
به ملک حسن تو شاهنشهی زهی احسان
که همنشین به من خسته گدا شده ای ۴
به من به حالت بیگانگان کنی رفتار
ولیک با همه می بینم آشنا شده ای ۵
هزار درد تو را بی دوا شفا بخشد
اگر به درد دل خسته ای دوا شده ای ۶
دلا چه شد که چو من گشته ای بلنداقبال
مگر به حکم قضا و قدر رضا شده ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۶ - باز بر رخ مشکین را پریشان کرده ای
گوهر بعدی:شماره ۴۲۸ - چرا تو این همه ای ماه بی وفا شده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.