هوش مصنوعی:
شاعر از ناپایداری و بیوفایی معشوق شکایت میکند و به یاد روزهای خوب گذشته و وعدههای معشوق اشاره میکند. او ابراز تأسف میکند که اگر از بیوفایی معشوق آگاه بود، هرگز دل به او نمیسپرد. شاعر از از دست دادن آرامش و صبر خود به دلیل رفتار معشوق میگوید و آرزو میکند که ای کاش معشوق گره از مشکلات او باز میکرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، مفاهیمی مانند بیوفایی و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۵۵ - عجب ای ترک بی وفا بودی
عجب ای ترک بی وفا بودی
چه شد آن عهدها که بنمودی ۱
چه شد آن لطفها که می بودت
چه شد آن وعده ها که فرمودی ۲
به وفاهر چه ما بیفزودیم
توبه جور و جفا بیفزودی ۳
به توهرگز نمی سپردم دل
گر بدانستم این چنین بودی ۴
دل ودین داشتیم و صبروقرار
ازکف ما به غمزه بربودی ۵
عقده ها می گشودی از دل ما
گره از زلف اگر که بگشودی ۶
اگر ای دل شدی بلند اقبال
یک نفس از چه رونیاسودی ۷
چه شد آن عهدها که بنمودی ۱
چه شد آن لطفها که می بودت
چه شد آن وعده ها که فرمودی ۲
به وفاهر چه ما بیفزودیم
توبه جور و جفا بیفزودی ۳
به توهرگز نمی سپردم دل
گر بدانستم این چنین بودی ۴
دل ودین داشتیم و صبروقرار
ازکف ما به غمزه بربودی ۵
عقده ها می گشودی از دل ما
گره از زلف اگر که بگشودی ۶
اگر ای دل شدی بلند اقبال
یک نفس از چه رونیاسودی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۴ - زنی از غمزه ای شوخ ار به نیشکر شکرخندی
گوهر بعدی:شماره ۴۵۶ - برقع ز رخ گشودی دل ازکفم ربودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.