هوش مصنوعی:
بلبلی از گل دور میشود و به گوشهای پناه میبرد. او از بیوفایی گل ناراحت است و نالههای حزنانگیز سر میدهد. تاک به بلبل میگوید که گل اکنون در گلستان است و او را به شادی و قدردانی دعوت میکند تا از نعمتهای زندگی لذت ببرد.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم عاطفی و اخلاقی است که برای درک بهتر، به بلوغ فکری نسبی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان کوچکتر پیچیده باشد.
بخش ۱۸ - ناله کردن بلبل و پرسیدن تاک شرح حال او را
ز گل بلبل این بی وفائی چو دید
برفت از بر گل به کنجی خزید ۱
کشید ازجگر ناله های حزین
که بیچاره عاشق بود کارش این ۲
ز آه وفغان آتشی برفروخت
که از شعله اش سنگ را دل بسوخت ۳
بیفتاد چون ماهی دور از آب
به حالش دل مرغها شد کباب ۴
نوه تاک بنت العنب از قدیم
به گل بود چون خویش و او را ندیم ۵
به بلبل بگفت از سرمهر تاک
که ای بلبل ازناله گشتی هلاک ۶
چه رو داده کز دل فغان می کشی
چنین ناله از سوز جان می کشی ۷
گل امروز در گلستان آمده
تو را در تن مرده جان آمده ۸
بود روز شادی و عیش و نشاط
مکن ناله برخیز بر چین بساط ۹
مکش این قدر از دل وجان خروش
برو در بر گل به عشرت بکوش ۱۰
بکن شکر تا نعمت افزون شود
وگر نه ز دست تو بیرون شود ۱۱
برفت از بر گل به کنجی خزید ۱
کشید ازجگر ناله های حزین
که بیچاره عاشق بود کارش این ۲
ز آه وفغان آتشی برفروخت
که از شعله اش سنگ را دل بسوخت ۳
بیفتاد چون ماهی دور از آب
به حالش دل مرغها شد کباب ۴
نوه تاک بنت العنب از قدیم
به گل بود چون خویش و او را ندیم ۵
به بلبل بگفت از سرمهر تاک
که ای بلبل ازناله گشتی هلاک ۶
چه رو داده کز دل فغان می کشی
چنین ناله از سوز جان می کشی ۷
گل امروز در گلستان آمده
تو را در تن مرده جان آمده ۸
بود روز شادی و عیش و نشاط
مکن ناله برخیز بر چین بساط ۹
مکش این قدر از دل وجان خروش
برو در بر گل به عشرت بکوش ۱۰
بکن شکر تا نعمت افزون شود
وگر نه ز دست تو بیرون شود ۱۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۱
۲۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۷ - پشیمان شدن بلبل از گله خود
گوهر بعدی:بخش ۱۹ - شرح حال گفتن بلبل به تاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.