هوش مصنوعی:
این شعر از صابر اصفهانی، وضعیت نابسامان کشور و جامعه را به تصویر میکشد. شاعر از سکوت مردم در برابر بیعدالتیها و فساد حکومتی انتقاد میکند و اشاره میکند که حتی افراد پرهیزگار نیز در این روزگار به وطنفروشی روی آوردهاند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم انتقادی و سیاسی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آگاهی اجتماعی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۸ - چه شد که کشور ما وادی خموشان است؟
چه شد که کشور ما وادی خموشان است؟
مگر که پنبه بگوش سخن نیوشان است؟ ۱
کسی که پرده ی ناموس خویش و خلق درید
بروی ننک خود اکنون ز پرده پوشانست ۲
کسی که دیدمش از آب صاف در پرهیز
بکوی میکده اکنون ز درد نوشان است ۳
دریغ و درد، که در روزگار ما (صابر)
ز مام ملک بدست وطن فروشان است ۴
مگر که پنبه بگوش سخن نیوشان است؟ ۱
کسی که پرده ی ناموس خویش و خلق درید
بروی ننک خود اکنون ز پرده پوشانست ۲
کسی که دیدمش از آب صاف در پرهیز
بکوی میکده اکنون ز درد نوشان است ۳
دریغ و درد، که در روزگار ما (صابر)
ز مام ملک بدست وطن فروشان است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.