این متن شعری است که با استفاده از تمثیلهای حیوانی مانند مرغ، زاغ و شهباز، به مفاهیمی مانند عشق، آزادی، حرص و طمع میپردازد. شاعر تأکید میکند که هر کسی نمیتواند ادعای عشق یا برتری کند و تنها کسانی که دارای هنر و فضیلت هستند، میتوانند به جایگاه والایی برسند. همچنین، هشدار میدهد که حرص و طمع میتواند باعث فتنه و نابودی شود. در پایان، شاعر به غزلی از خود اشاره میکند که در آن آزادی روح را با تمثیل سرو و نسیم سحری توصیف کرده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از تمثیلهای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۴ - در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کند
مشت خود را بر مرغان چمن باز کند ۱
ز آنکه شهباز نه تنها هنرش پرواز است
ورنه هر مرغ توانست که پرواز کند ۲
کار هر بوالهوسی نیست دم از عشق زند
ساحر اینجا نتوان دعوی اعجاز کند ۳
خواجه شو، بنده حرص و طمع و آز مباش
ای بسا فتنه که حرص و طمع و آز کند ۴
تا دل از قید تعلق نشد آزاد چو سرو
خویشتن را نتوانست سرافراز کند ۵
(صابر) این آن غزل نغز (غمام) است که گفت
«چون نسیم سحری پرده گل باز کند» ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.