هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و دوری معشوق میگوید و بیان میکند که با وجود تاریکی و اندوه ناشی از این جدایی، هنوز امید به وصال و یادآوری خیال معشوق را در دل دارد. او از دست دادن نشاط و زیباییهای زندگی را توصیف میکند، اما همچنان به یاد لحظات زیبا و امید به دیدار دوباره پایبند است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۸ - ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
دلم فسرده و حالی که داشتم، دارم ۱
اگر چه با شب هجران گرفته خو دل من
امید روز وصالی که داشتم، دارم ۲
چو از خیال تو فارغ نمی توان بودن
بدل هنوز خیالی که داشتم، دارم ۳
دگر، نه سیر گلستان رواست بیتو مرا
دگر، نه آن پرو بالی که داشتم، دارم ۴
نشاط هر دو جهان رو کند اگر بدلم
غم بدیع جمالی که داشتم، دارم ۵
چو بدر نیست مرا سیر قهقرا (صابر)
هنوز حد کمالی که داشتم، دارم ۶
دلم فسرده و حالی که داشتم، دارم ۱
اگر چه با شب هجران گرفته خو دل من
امید روز وصالی که داشتم، دارم ۲
چو از خیال تو فارغ نمی توان بودن
بدل هنوز خیالی که داشتم، دارم ۳
دگر، نه سیر گلستان رواست بیتو مرا
دگر، نه آن پرو بالی که داشتم، دارم ۴
نشاط هر دو جهان رو کند اگر بدلم
غم بدیع جمالی که داشتم، دارم ۵
چو بدر نیست مرا سیر قهقرا (صابر)
هنوز حد کمالی که داشتم، دارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - هر زمان یاد از شکنج زلف جانان میکنم
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - خرم آنروز، که بودیم من و او باهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.