هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند آزادی، ستمگری، بیتوجهی به دیگران و عواقب آن میپردازد. شاعر تأکید میکند که اگر کسی به فکر دیگران نباشد و در زندگی خود کار نیکی انجام ندهد، نمیتواند از آزادی و زیباییهای زندگی بهرهمند شود. همچنین، ستمگران بر او مسلط خواهند شد و او هرگز آزادی را تجربه نخواهد کرد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی موجود در شعر برای درک و تأمل نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۴۷ - اگر فکر دل زاری نکردی
اگر فکر دل زاری نکردی
بعمر خویشتن، کاری نکردی ۱
تو را از روز آزادی چه حاصل؟
که رحمی بر گرفتاری نکردی ۲
نچینی گل ز باغ زندگانی
گر از پائی برون، خاری نکردی ۳
ستمگر، بر سرت ز آن شد مسلط
که خود دفع ستمکاری نکردی ۴
شدی مغرور روز روشنی چند
دگر فکر شب تاری نکردی ۵
ز مردم هرگز آزادی نبینی
اگر بر مردم، آزاری نکردی ۶
بود حال تو پیدا نزد (صابر)
به ظاهر گرچه اظهاری نکردی ۷
بعمر خویشتن، کاری نکردی ۱
تو را از روز آزادی چه حاصل؟
که رحمی بر گرفتاری نکردی ۲
نچینی گل ز باغ زندگانی
گر از پائی برون، خاری نکردی ۳
ستمگر، بر سرت ز آن شد مسلط
که خود دفع ستمکاری نکردی ۴
شدی مغرور روز روشنی چند
دگر فکر شب تاری نکردی ۵
ز مردم هرگز آزادی نبینی
اگر بر مردم، آزاری نکردی ۶
بود حال تو پیدا نزد (صابر)
به ظاهر گرچه اظهاری نکردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - دیشب، مه من! انجمن آرای که بودی؟
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - تا ز نور معرفت در دل صفا را ننگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.