خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و شیدایی شاعر (صابر) نسبت به معشوق است. او از غم و اشکهایش میگوید و از معشوق میپرسد که در این میان کجا بوده است. شاعر از زیباییهای معشوق مانند لعل لب، زلف و رخ زیبا یاد میکند و دلش را تنها متعلق به او میداند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۶ - دیشب، مه من! انجمن آرای که بودی؟
دیشب، مه من! انجمن آرای که بودی؟
خلقی بتو مجنون و، تو لیلای که بودی؟ ۱
هنگام تبسم بدهان تو، که پی برد؟
ز آن لعل لبت حل معمای که بودی؟ ۲
خونا به فشان از بن مژگان که گشتی؟
با لشگر حسن از پی یغمای که بودی؟ ۳
لوح دل من، صورت غیری نپذیرفت
ای آفت دل! شاهد معنای که بودی؟ ۴
با دیده ی خود بر رخ خویشت نظری بود
در مردمک دیده ی بینای که بودی؟ ۵
من اشک فشان بودمت از غم، تو نگفتی
ز آن زلف دوتا سلسلهٔ پای که بودی؟ ۶
(صابر)! بود امروز دلت خرم و روشن
دوش آینه دار رخ زیبای که بودی؟ ۷
خلقی بتو مجنون و، تو لیلای که بودی؟ ۱
هنگام تبسم بدهان تو، که پی برد؟
ز آن لعل لبت حل معمای که بودی؟ ۲
خونا به فشان از بن مژگان که گشتی؟
با لشگر حسن از پی یغمای که بودی؟ ۳
لوح دل من، صورت غیری نپذیرفت
ای آفت دل! شاهد معنای که بودی؟ ۴
با دیده ی خود بر رخ خویشت نظری بود
در مردمک دیده ی بینای که بودی؟ ۵
من اشک فشان بودمت از غم، تو نگفتی
ز آن زلف دوتا سلسلهٔ پای که بودی؟ ۶
(صابر)! بود امروز دلت خرم و روشن
دوش آینه دار رخ زیبای که بودی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - در این زمانه نخواهم شد آشنای کسی
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - اگر فکر دل زاری نکردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.