هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در مدح و ستایش یک حاکم یا پهلوان شجاع و قدرتمند سروده شده است. شاعر با استفاده از تصاویر حماسی و تشبیهات غنی، قدرت و عدالت این شخصیت را میستاید و دشمنانش را به زبونی توصیف میکند. همچنین، بخشهایی از شعر به توصیف مجالس بزم و شادی میپردازد و مخالفان را به چشم حاسدان خسته مینگرد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین حماسی و پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند توصیف نبردها و دشمنیها ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شمارهٔ ۸۸ - در مدح امیر اتابک برغوش
اندر آورد سپهر از ره تشریف بگوش
حلقه بندگی میراتابک بر غوش ۱
چرخ در گوش کشد حلقه فرمان ورا
دهر مرغاشیه دولت او را بر دوش ۲
تا کله گوشه رسانید ز اقبال بچرخ
داد اعدای ورا دست زمان مالش گوش ۳
عیش بر دشمن او تلخ شد از گشت فلک
اینت تلخی که کند عیش جهانی خوشنوش ۴
او شجاعی است که هنگام وغا روز نبرد
نعره او ببرد شیر ژیان را از هوش ۵
هیبت اهرمنان دارد اندر صف جنگ
باز در صدر سران سیرت و سیمای سروش ۶
پیش او پای ندارد که سرافکنده بود
دشمن حیله گر کینه کش دستان کوش ۷
پیش او دست نیارد که غنی گشته بود
سائل عاجز درمانده دل خلقان پوش ۸
کمترین بنده او گر بخوهد روز دغا
بر رخ وران هژبران بنهد داغ و دروش ۹
بنشاند بسر تیغ و به بازوی قوی
هرکجا خاسته شد فتنه چو دریای بجوش ۱۰
خلق از فتنه و بیداد خروشید و کنون
کند از عدل همی فتنه و بیداد خروش ۱۱
ای خداوند اگر زنده بدی رستم زال
داشتی فخر اگر بردی در پیش تو توش ۱۲
با خداوندان در صدر بزرگی من
باده نوش و طرب و لهو کن و مدح نیوش ۱۳
رامش و لهو گزین لاله رخان اندر پیش
عشرت و عیش کن و سیمبران در آغوش ۱۴
دیده حاسد و بدخواه تو بادا همه سال
خسته از خار عنا وز سر مژگان خون نوش ۱۵
روز ناآمده را تا که بود فرد انام
تا بود نام شب و روز گذشته دی و دوش ۱۶
در شب و روز میاسای ز شادی و طرب
نیمساعت مشو از نزهت و رامش خاموش ۱۷
چون سلیمان نبی فال تو فرخنده و باد
زیر فرمان تو دیو و دد و انسان و وحوش ۱۸
حلقه بندگی میراتابک بر غوش ۱
چرخ در گوش کشد حلقه فرمان ورا
دهر مرغاشیه دولت او را بر دوش ۲
تا کله گوشه رسانید ز اقبال بچرخ
داد اعدای ورا دست زمان مالش گوش ۳
عیش بر دشمن او تلخ شد از گشت فلک
اینت تلخی که کند عیش جهانی خوشنوش ۴
او شجاعی است که هنگام وغا روز نبرد
نعره او ببرد شیر ژیان را از هوش ۵
هیبت اهرمنان دارد اندر صف جنگ
باز در صدر سران سیرت و سیمای سروش ۶
پیش او پای ندارد که سرافکنده بود
دشمن حیله گر کینه کش دستان کوش ۷
پیش او دست نیارد که غنی گشته بود
سائل عاجز درمانده دل خلقان پوش ۸
کمترین بنده او گر بخوهد روز دغا
بر رخ وران هژبران بنهد داغ و دروش ۹
بنشاند بسر تیغ و به بازوی قوی
هرکجا خاسته شد فتنه چو دریای بجوش ۱۰
خلق از فتنه و بیداد خروشید و کنون
کند از عدل همی فتنه و بیداد خروش ۱۱
ای خداوند اگر زنده بدی رستم زال
داشتی فخر اگر بردی در پیش تو توش ۱۲
با خداوندان در صدر بزرگی من
باده نوش و طرب و لهو کن و مدح نیوش ۱۳
رامش و لهو گزین لاله رخان اندر پیش
عشرت و عیش کن و سیمبران در آغوش ۱۴
دیده حاسد و بدخواه تو بادا همه سال
خسته از خار عنا وز سر مژگان خون نوش ۱۵
روز ناآمده را تا که بود فرد انام
تا بود نام شب و روز گذشته دی و دوش ۱۶
در شب و روز میاسای ز شادی و طرب
نیمساعت مشو از نزهت و رامش خاموش ۱۷
چون سلیمان نبی فال تو فرخنده و باد
زیر فرمان تو دیو و دد و انسان و وحوش ۱۸
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۸
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۷ - در مدح وزیر شاه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۹ - در مدح دهقان علی بن احمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.