هوش مصنوعی:
این متن یک شعر ستایشآمیز دربارهی شخصی به نام «ستوده» از خاندان نبوی است که به بزرگی، شرف، و نقش او در دین و جهان اشاره دارد. شاعر او را برتر از همه میداند و تأثیر او را در جوان کردن جهان پیر توصیف میکند. همچنین، به دشمنان و منازعان او اشاره شده و تأکید میشود که دوستانش از الطاف او بهرهمند میشوند. در پایان، شعر به ستایش شاعران و اهل فضل از او میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق دینی و ادبی است و درک آن نیاز به دانش پایهای از ادبیات فارسی و اصطلاحات دینی دارد. همچنین، برخی اشارات فلسفی و تاریخی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح محمد بن محمد الهروی
ایا ستوده بتو خانواده نبوی
جهان گرفته برأی صواب و عام قوی ۱
توئی بحق شرف دین کردگار جهان
نه دین بود نه شرف هر کجا که تو بنوی ۲
اجل سید عالم سپهر جاه و شرف
محمد بن علی بن محمد الهروی ۳
بزرگوارتر از تو ندید کس بجهان
بزرگوارتر از تو توئی و باز توی ۴
جهان پیر کهن گشته ز کار شده
بدولت تو جوانی گرفت باز و توی ۵
اگر بر آدمئی صد زبان پدید شود
زصد زبان همه مدح و ثنای خود شنوی ۶
شبی که از تو فقیری دو صد غنی نشود
بروز ناری تا بامدادو کم غنوی ۷
غریق من احسان بی شمار تواند
بزیر منت باری مدان که تو گروی ۸
پیمبری بسخا گر کسی کند دعوی
زدوستی سخا شاید ار بر او گروی ۹
زرای تو همه کس بر ره سواره روند
زرای خویش تو هم بر ره صواب روی ۱۰
منازعان تو هرچند طاعن و قریند
بنزد اهل خرد جمله طاغیند و غوی ۱۱
اگر ترا بجهان بیعدد عدوست و امت
بگاه کینه قویتر ز صد جهان عدوی ۱۲
منازعان تو نار عداوت افروزنت
ز بخت تو همه بر نار خود شوند شوی ۱۳
گرفته اند نکوخواه و بدخواه تو مدام
یکی طریق هلالت یکی طریق سوی ۱۴
عدوت با تو برابر بود باصل و نسب
اگر برایت باشد کلیم با شطوی ۱۵
کسی که با تو دم اتحاد و صدق نزد
اگر چه هست و حد یکی است با ثنوی ۱۶
ثنا و مدح تو بر سوزنی فریضه شده است
ز اعیاد تو با فخر تخمه نبوی ۱۷
همیشه تا که شناسند اهل حکمت و شرع
صحیح را زسقیم و ردیف را زروی ۱۸
هزار شاعر استاد باد مداحت
چو بحتری و جریر و چو اصمعی لغوی ۱۹
جهان گرفته برأی صواب و عام قوی ۱
توئی بحق شرف دین کردگار جهان
نه دین بود نه شرف هر کجا که تو بنوی ۲
اجل سید عالم سپهر جاه و شرف
محمد بن علی بن محمد الهروی ۳
بزرگوارتر از تو ندید کس بجهان
بزرگوارتر از تو توئی و باز توی ۴
جهان پیر کهن گشته ز کار شده
بدولت تو جوانی گرفت باز و توی ۵
اگر بر آدمئی صد زبان پدید شود
زصد زبان همه مدح و ثنای خود شنوی ۶
شبی که از تو فقیری دو صد غنی نشود
بروز ناری تا بامدادو کم غنوی ۷
غریق من احسان بی شمار تواند
بزیر منت باری مدان که تو گروی ۸
پیمبری بسخا گر کسی کند دعوی
زدوستی سخا شاید ار بر او گروی ۹
زرای تو همه کس بر ره سواره روند
زرای خویش تو هم بر ره صواب روی ۱۰
منازعان تو هرچند طاعن و قریند
بنزد اهل خرد جمله طاغیند و غوی ۱۱
اگر ترا بجهان بیعدد عدوست و امت
بگاه کینه قویتر ز صد جهان عدوی ۱۲
منازعان تو نار عداوت افروزنت
ز بخت تو همه بر نار خود شوند شوی ۱۳
گرفته اند نکوخواه و بدخواه تو مدام
یکی طریق هلالت یکی طریق سوی ۱۴
عدوت با تو برابر بود باصل و نسب
اگر برایت باشد کلیم با شطوی ۱۵
کسی که با تو دم اتحاد و صدق نزد
اگر چه هست و حد یکی است با ثنوی ۱۶
ثنا و مدح تو بر سوزنی فریضه شده است
ز اعیاد تو با فخر تخمه نبوی ۱۷
همیشه تا که شناسند اهل حکمت و شرع
صحیح را زسقیم و ردیف را زروی ۱۸
هزار شاعر استاد باد مداحت
چو بحتری و جریر و چو اصمعی لغوی ۱۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۹
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح رضا بن عمر بن محمد الحسنی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح وزیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.