هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق، فراق یار، رنج‌های هجران و تلاش برای صلاح خلق سخن می‌گوید. او از بهار و زیبایی‌های آن نیز یاد می‌کند و در نهایت از گلبن نشاط خود می‌خواهد که تا بازگشتش تازه بماند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شمارهٔ ۱۰ - عشق و بهار

عشق و بهار و فرقت یار و تن نزار
آورده اند بر دل من کار و صعب کار ۱

تیمار دوست با من و از من بریده اوست
هجران یار با من و از من گسسته یار ۲

فصل بهار با من نازک چو برگ گل
لشگر برون زدم چو گل سرخ در بهار ۳

تا کامکار گردم بر دشمنان ملک
یکسو شدم ز برگ گل سرخ کامگار ۴

هنگام گل ز لعبت گلرخ جدا شدم
در دیده ی وصال خلیدم ز هجر یار ۵

بر اختیار خلق نه بر اختیار خویش
بهر صلاح خلق سفر کردم اختیار ۶

جستند خلق رنج من از مهربان خویش
من رنجشان کشیدم و بر خود نهاده بار ۷

رنجیست اینکه چون به حقیقت نگه کنم
ناز است و راحت از پس این رنج بی شمار ۸

ای گلبن نشاط دل من به فضل کن
بی من مباش تازه و بر گل مکن کنار ۹

تا من چو از سفر برسم از رخان تو
بر گل کنم کنار خود ای چون گل بهار ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۹ - ایدوست
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱ - لذت عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.