هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، آرزو، درد و رنج زندگی سخن می‌گوید. او از مفاهیمی مانند می، تیغ، گل، داغ و طلب استفاده می‌کند تا احساسات عمیق خود را بیان کند. شاعر به دنبال پاسخ به سوالاتی است که در مورد سرنوشت، عشق و دردهای زندگی دارد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند درد، عشق و سرنوشت، نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۷۰ - تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست

تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
رطل میی که مست شوم ، در سبوی کیست ۱

تیغی که زخم ناز به قدر جگر خورم
تا در میان غمزهٔ بیداد جوی کیست ۲

بیخی که بردمد گل عیشم ز شاخ او
از گلشن که رسته و آبش ز جوی کیست ۳

داغی که روغنم بچکاند ز استخوان
با آتش زبانه کش شمع روی کیست ۴

پای طلب که در رهش الماس گرد شوند
تقدیر سودنش به تک و پوی کوی کیست ۵

دل را کمند شوق که خواهد گلو فشرد
آن پیچ و تاب تعبیه در تار موی کیست ۶

وحشی علاج این دل و طبع فسرده حال
شغل مزاج گرم که و کار خوی کیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۱
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۹ - ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.