هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق و دلباختگی به معشوق سخن میگوید، از رنجهای عاشقی و دلبستن به زلف یار مینالد، و گاهی نیز به شیوایی از حالات عاشقانه و نگاههای معشوق یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۸ - کی میدهم به جنس دوا نقد درد را!
کی میدهم به جنس دوا نقد درد را!
سودا به خونِ می نکنم رنگ زرد را ۱
از هر چه بود چشم به زلف تو دوختم
زنجیر کردم این نگه هرزهگرد را ۲
گرمی مکن به غیر، مبادا که ناگهان
بیرون دهم ز سینة گرم آه سرد را ۳
گاهی فتد به ما نگه شوخ چشم یار
کردیم رام آهوی صحرانورد را ۴
فیّاض شد ملول که یارب غبارِ کیست
بر درگه تو دید چو بنشسته گرد را ۵
سودا به خونِ می نکنم رنگ زرد را ۱
از هر چه بود چشم به زلف تو دوختم
زنجیر کردم این نگه هرزهگرد را ۲
گرمی مکن به غیر، مبادا که ناگهان
بیرون دهم ز سینة گرم آه سرد را ۳
گاهی فتد به ما نگه شوخ چشم یار
کردیم رام آهوی صحرانورد را ۴
فیّاض شد ملول که یارب غبارِ کیست
بر درگه تو دید چو بنشسته گرد را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - پنجه میبازد خرد آن دست چوگانباز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.