هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات خود درباره جدایی و ناراحتی‌های عاطفی سخن می‌گوید. او از بی‌اعتنایی معشوق و ناراحتی‌های ناشی از آن شکایت می‌کند و به تلخی‌های عشق و دوری اشاره می‌کند. همچنین، شاعر از بی‌عدالتی و بدخلقی معشوق انتقاد کرده و در نهایت به فکر رفتن از آن مکان و رهایی از این اندوه می‌افتد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

غزل ۹۶ - شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست

شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
اگر غلط نکنم از منش ملالی هست ۱

ز رشک قرب من ای مدعی خلاص شدی
ترا نوید که بر خاطرش خیالی هست ۲

به رخصت تو که رفتیم و درد سر بردیم
ترا ملالی و مارا هم انفعالی هست ۳

به بوستان تو گر مرغ ما نمی‌گنجد
گرش ز بال درستی شکسته بالی هست ۴

تو بد مزاج چه بی اعتدال و بد خویی
طبیعتی و مزاجی و اعتدالی هست ۵

سفارش دل خود با تو این زمان گفتم
ز گریه روز وداع توام مجالی هست ۶

چو قصد رفتن آن کوی کرد وحشی گفت
که فکر باطل و اندیشهٔ محالی هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۱
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۵ - می‌توانم بود بی تو ، تاب تنهاییم هست
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.