هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق، جنون و خطرهای راه عشق سخن می‌گوید. او از ترسیدن از دریا و رها کردن راه کوتاه عشق امتناع می‌کند و در وادی عشق و جنون، راهنمایی نمی‌خواهد. او از دردها، اشک‌ها و آه‌هایش می‌گوید و به داستان یوسف و یعقوب اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر با وجود افتادگی، خود را آزاده می‌داند و از فیّاض می‌خواهد که او را خوار نشمارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، اشاره به داستان‌های پیچیده‌ای مانند یوسف و یعقوب ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۵۴ - از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را

از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
من خود به امّید خطر خوش کرده‌ام این راه را ۱

در وادی عشق و جنون منّت مکش از رهنمون
ره می‌نماید بوی خون گم کردگان راه را ۲

پست و بلند این سفر هموار شد بر بی‌خبر
دیو طبیعت می‌زند در هر قدم این راه را ۳

در سینه تا کی حفظ غم در دیده تا کی ضبط نم
چون باد و باران سر بهم دادیم اشک و آه را ۴

یعقوب را دل پر ز خون بخت زلیخا سرنگون
یوسف به آغوش اندرون با تیره‌بختی چاه را ۵

از عکس ساقی تاب می وآنگه من و دوری ز وی
در آب بیند تا به کی دیوانه روی ماه را ۶

فیّاض اگر افتاده‌ام خوارم مبین آزاده‌ام
بر بام گردون می‌زند تجرید من خرگاه را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳ - بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - سایه زلفت به سر شمشاد سازد شانه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.