هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و اندوههای خود میگوید و بیان میکند که تفاوتی بین روز و شب برایش نمانده است. او از دیدن چشمهای سیاه و رنجهای عاطفی سخن میگوید و به گریه و اندوه خود اشاره میکند. همچنین، شاعر به قدرت معجزهآسای عشق و احساسات اشاره دارد و از ذخیرههای عاطفی خود میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اندوهآلود است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۳ - بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
تا دیدم آن دو گوشة چشم سیاه را ۱
فرقی میان روز و شب خود نکردهایم
تا فرق کردهایم سپید و سیاه را ۲
پیچیده دود در جگر ای گریه مهلتی
چندان که از شکنجه برآریم آه را ۳
آن را رواست دعوی اعجاز چون کلیم
کز آستین خود به در آرد گواه را ۴
فیّاض عمرهاست که در چشم خونفشان
دارم ذخیره سرمة آن خاک راه را ۵
تا دیدم آن دو گوشة چشم سیاه را ۱
فرقی میان روز و شب خود نکردهایم
تا فرق کردهایم سپید و سیاه را ۲
پیچیده دود در جگر ای گریه مهلتی
چندان که از شکنجه برآریم آه را ۳
آن را رواست دعوی اعجاز چون کلیم
کز آستین خود به در آرد گواه را ۴
فیّاض عمرهاست که در چشم خونفشان
دارم ذخیره سرمة آن خاک راه را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - نمیپوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.