هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید. او با زبان بیزبانی شوق خود را بیان میکند و از داغ عشق رنج میبرد. ذوق گفتگو او به خاموشی گراییده و چشم معشوق او را به سوگوار شدن واداشته است. زلف معشوق، شاعر را مجذوب خود کرده و او را در حلقههای فراموشی اسیر میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۸ - باز دارد عشق در آغوش بیهوشی مرا
باز دارد عشق در آغوش بیهوشی مرا
غم مهیّا میکند اسباب مدهوشی مرا ۱
با زبان بیزبانی میکنم تقریر شوق
کرده ذوق گفتگو سرگرم خاموشی مرا ۲
مدّتی شد تا ز معراج قبول افکنده است
طرّة او در سیه چاه فراموشی مرا ۳
خلعت سر تا به پایی دوختم از داغ عشق
چشم مستش کرد تکلیف سیهپوشی مرا ۴
دیدهام تا حلقههای زلف چین بر چین او
میشود فیّاض ذوق حلقه در گوشی مرا ۵
غم مهیّا میکند اسباب مدهوشی مرا ۱
با زبان بیزبانی میکنم تقریر شوق
کرده ذوق گفتگو سرگرم خاموشی مرا ۲
مدّتی شد تا ز معراج قبول افکنده است
طرّة او در سیه چاه فراموشی مرا ۳
خلعت سر تا به پایی دوختم از داغ عشق
چشم مستش کرد تکلیف سیهپوشی مرا ۴
دیدهام تا حلقههای زلف چین بر چین او
میشود فیّاض ذوق حلقه در گوشی مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - دل میکشد به لالة راغ دگر مرا
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - دل به زلفش میکشد آشفته سامانی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.