هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس تناقض درونی خود سخن می‌گوید؛ از یک سو دلش هوای سفر دارد و از سوی دیگر، یار را در نظر دارد. او از گذشت فصل گل و خزان چمن می‌گوید، اما بهار را در نظر دارد. شاعر از ذوق نقل و باده برای تلخ‌کامی می‌پرسد و آرزوی همیشگی خود را سفر می‌داند. او از شیرینی صحبت پرویز و تلخی باده و نقل یاد می‌کند و به دلبستگی شیرین به جوی شیر اشاره دارد. در پایان، شاعر از تفاوت کام خود و یارش سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار می‌باشد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند باده و تلخ‌کامی وجود دارد که برای مخاطبان جوان‌تر مناسب نیست.

شماره ۱۱۸ - گذشت موسم گل لیک یار جلوه‌گرست

گذشت موسم گل لیک یار جلوه‌گرست
چمن خزان شد و ما را بهار در نظرست ۱

به دل هوای سفر دارم و ندارم پای
بس است، آرزوی من همیشه در سفرست ۲

ز نقل و باده چه ذوقست تلخ‌کامی را
که باده خون دل و نقل، پارة جگرست ۳

به جوی شیر چه دلبستگی‌ست شیرین را
که شیرِ صحبت پرویز قسمت شکرست ۴

عجب که کام من از یار رو دهد فیّاض
که کام من دگر و کام یار من دگرست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - دلم پای‌بند نسیم بهارست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.