هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، دلتنگی و رنجهای عاطفی است. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند پرنده در قفس، شهباز، بلبل و سحر استفاده کرده تا احساسات خود را به تصویر بکشد. متن مملو از تصاویر شاعرانه و عاطفی است که عمق احساسات شاعر را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۱ - منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
پریدن دل کبکم به بال شهبازست ۱
چنان به کنج قفس خو گرفتهام که دگر
به یاد خاطر من آنچه نیست پروازست ۲
ز صید دوستی آن نگاه پنداری
که ترکش مژهاش آشیان شهبازست ۳
ز ناله بس نکند با وجود ضعف که هست
نفس به سینهام ابریشمی که برسازست ۴
ز مهر روی تو دم میزنم، از آن باشد
که نالهام ز نفسهای صبح ممتازست ۵
به ساحریست مثل گرچه لعل پرشورش
ولی تبسّم او سحر نیست اعجازست ۶
به این امید که مشرق شوم خیال ترا
درِ دلم همه شب چون درِ سحر بازست ۷
به اشک و آه سپردم غمش چه دانستم
که اشک پرده در راز و آه غمّازست ۸
به کشور دلم امنیّتی نمیباشد
همیشه غمزه درین ملک در تک و تازست ۹
به زاغ همنفسم عمرها و در رشکم
ز بلبلی که به او بلبلی همآوازست ۱۰
اگرچه «بلبل آمل» فغان کند فیّاض
ولی نه همنفس عندلیب شیرازست ۱۱
پریدن دل کبکم به بال شهبازست ۱
چنان به کنج قفس خو گرفتهام که دگر
به یاد خاطر من آنچه نیست پروازست ۲
ز صید دوستی آن نگاه پنداری
که ترکش مژهاش آشیان شهبازست ۳
ز ناله بس نکند با وجود ضعف که هست
نفس به سینهام ابریشمی که برسازست ۴
ز مهر روی تو دم میزنم، از آن باشد
که نالهام ز نفسهای صبح ممتازست ۵
به ساحریست مثل گرچه لعل پرشورش
ولی تبسّم او سحر نیست اعجازست ۶
به این امید که مشرق شوم خیال ترا
درِ دلم همه شب چون درِ سحر بازست ۷
به اشک و آه سپردم غمش چه دانستم
که اشک پرده در راز و آه غمّازست ۸
به کشور دلم امنیّتی نمیباشد
همیشه غمزه درین ملک در تک و تازست ۹
به زاغ همنفسم عمرها و در رشکم
ز بلبلی که به او بلبلی همآوازست ۱۰
اگرچه «بلبل آمل» فغان کند فیّاض
ولی نه همنفس عندلیب شیرازست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.