هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر عشق عمیق و وابستگی به معشوق است. شاعر در ابیات مختلف به این موضوع اشاره میکند که همه چیز در جهان بازتابی از معشوق است و هیچ چیز بدون او معنا ندارد. همچنین، او از درد فراق و نیاز به درمان سخن میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی با شهرت و نمایش همراه نیست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۸۶ - ذرّهای نیست که آیینة دیدار تو نیست
ذرّهای نیست که آیینة دیدار تو نیست
خبر از خویش ندارد که خبردار تو نیست ۱
گرچه نزدیکتر از جان منی بر لب لیک
وعدهای دورتر از وعدة دیدار تو نیست ۲
درد دیرینة خود را ز که درمان طلبم
که طبیبی نشناسیم که بیمار تو نیست ۳
طوطیان با که دگر نرد هوس میبازند
شکری نیست که خود طوطی گفتار تو نیست ۴
پابندی تو سرمایة آزادیهاست
سرو آزاد نباشد که گرفتار تو نیست ۵
عشق آن نیست که خود را به میان بیند کس
هان به منصور بگویید که این کار تو نیست ۶
تو نکونامی و عشق آفت شهرت فیّاض
جای این دستة گل گوشة دستار تو نیست ۷
خبر از خویش ندارد که خبردار تو نیست ۱
گرچه نزدیکتر از جان منی بر لب لیک
وعدهای دورتر از وعدة دیدار تو نیست ۲
درد دیرینة خود را ز که درمان طلبم
که طبیبی نشناسیم که بیمار تو نیست ۳
طوطیان با که دگر نرد هوس میبازند
شکری نیست که خود طوطی گفتار تو نیست ۴
پابندی تو سرمایة آزادیهاست
سرو آزاد نباشد که گرفتار تو نیست ۵
عشق آن نیست که خود را به میان بیند کس
هان به منصور بگویید که این کار تو نیست ۶
تو نکونامی و عشق آفت شهرت فیّاض
جای این دستة گل گوشة دستار تو نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - بستر گرمی تنم را همچو شمشیر تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.