هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق، ناامیدی، و رنجهای روحی خود سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق، تلاش بیثمر برای وصال، و احساس تنهایی و درماندگی مینالد. تصاویری مانند آتش، خاکستر، اشک، و آیینه برای بیان احساساتش به کار رفتهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۰۰ - در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
کس به غیر از ساغر می لب ز لعلت تر نداشت ۱
در ادای درد دل، چندان که امشب پیش یار
همچو اشک از پوست بیرون آمدم باور نداشت ۲
کشت آخر آسمان ما را به صد افسردگی
آتشِ ما را نگه این مشت خاکستر نداشت ۳
در ره امید او چون گرد ننشستم به خاک
کز رهم از باد دامان تغافل برنداشت ۴
از نگه چون چشم او فیّاض را شرمنده کرد
آب شد بیچاره آخر چارهٔ دیگر نداشت ۵
کس به غیر از ساغر می لب ز لعلت تر نداشت ۱
در ادای درد دل، چندان که امشب پیش یار
همچو اشک از پوست بیرون آمدم باور نداشت ۲
کشت آخر آسمان ما را به صد افسردگی
آتشِ ما را نگه این مشت خاکستر نداشت ۳
در ره امید او چون گرد ننشستم به خاک
کز رهم از باد دامان تغافل برنداشت ۴
از نگه چون چشم او فیّاض را شرمنده کرد
آب شد بیچاره آخر چارهٔ دیگر نداشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۱ - راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.