هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر مفاهیم عمیق عشق، وفا، حیرت و رنجهای راه عشق است. شاعر از گلهای باغ الست که بیریا هستند سخن میگوید و به عشقی اشاره دارد که تمام عالم را دربرمیگیرد. همچنین، از نالههای بلبل و سنگهای راه عشق میگوید که نشاندهندهی سختیهای این مسیر است. در نهایت، شعر به صلح درونی و ناتوانی زبان از بیان عشق میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی این شعر برای درک و تجربهی مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۹ - در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
هر گل که داشت بوی وفا رنگ برنداشت ۱
جوش صلای عشق به هفت آسمان رسید
این شور را به غیر دل تنگ برنداشت ۲
دل در بغل، به گرد دو عالم برآمدیم
یک کس به قصد شیشة ما سنگ برنداشت ۳
در حیرتم ز بلبل تصویر از آنکه بود
لبریزِ ناله عمری و آهنگ برنداشت ۴
میخواست پا به سنگ نیاید رونده را
راه دراز عشق که فرسنگ برنداشت ۵
تردامنی ز جبهة دل نور غم برد
آیینهام ز کثرت غم زنگ برنداشت ۶
ابرام صلح را به چه هموار کرده بود
نازک دلت که چاشنی جنگ برنداشت ۷
فیّاض چون نبود لغتدان حرف عشق
همراه خویش بهر چه فرهنگ برنداشت! ۸
هر گل که داشت بوی وفا رنگ برنداشت ۱
جوش صلای عشق به هفت آسمان رسید
این شور را به غیر دل تنگ برنداشت ۲
دل در بغل، به گرد دو عالم برآمدیم
یک کس به قصد شیشة ما سنگ برنداشت ۳
در حیرتم ز بلبل تصویر از آنکه بود
لبریزِ ناله عمری و آهنگ برنداشت ۴
میخواست پا به سنگ نیاید رونده را
راه دراز عشق که فرسنگ برنداشت ۵
تردامنی ز جبهة دل نور غم برد
آیینهام ز کثرت غم زنگ برنداشت ۶
ابرام صلح را به چه هموار کرده بود
نازک دلت که چاشنی جنگ برنداشت ۷
فیّاض چون نبود لغتدان حرف عشق
همراه خویش بهر چه فرهنگ برنداشت! ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.