هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد دوری از معشوق و بیتوجهی او سخن میگوید. شاعر از بیقراری خود میگوید و اینکه حتی دیوانگان هم از این حال او بیتابند. او اشاره میکند که عشق حقیقی مانند عشق یوسف و زلیخا ارزشمند است و دیگران در این بازار چیزی برای عرضه ندارند. در نهایت، شاعر با اشاره به وداع، بیان میکند که رفتن از نزد خویش، نیاز به وداع ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷۳ - ز جور تو دل امتناعی ندارد
ز جور تو دل امتناعی ندارد
به وصلت سر انتفاعی ندارد ۱
از آن گوش میگیرم از قول مطرب
که دیوانه تاب سماعی ندارد ۲
کسی جز زلیخای کاسد محبّت
به بازار یوسف متاعی ندارد ۳
ز هم دورتر افکند دوستان را
فلک به از ین اختراعی ندارد ۴
برید ار ز یاران چه یاریم کردن
نمیخواست کس را، نزاعی ندارد ۵
مرنج ار وداع تو ناکرده رفتم
که از خویش رفتن وداعی ندارد ۶
وصال تو وبخت فیّاضِ بیدل
بلی ممکن است، امتناعی ندارد ۷
به وصلت سر انتفاعی ندارد ۱
از آن گوش میگیرم از قول مطرب
که دیوانه تاب سماعی ندارد ۲
کسی جز زلیخای کاسد محبّت
به بازار یوسف متاعی ندارد ۳
ز هم دورتر افکند دوستان را
فلک به از ین اختراعی ندارد ۴
برید ار ز یاران چه یاریم کردن
نمیخواست کس را، نزاعی ندارد ۵
مرنج ار وداع تو ناکرده رفتم
که از خویش رفتن وداعی ندارد ۶
وصال تو وبخت فیّاضِ بیدل
بلی ممکن است، امتناعی ندارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - چمن بیتو فیض هوایی ندارد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - دو چشمت میل هشیاری ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.