هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و ایثار شاعر به معشوق است. شاعر حاضر است همه چیز را فدای یار کند، از پروانه‌ای که به شمع عشق می‌سوزد تا بادی که از شرم معشوق گل را رها می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به دوری از دشمنی و توصیه به رها کردن کارهای بیهوده دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و کنایه‌های به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

شماره ۲۷۶ - گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد

گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد
ما دیده فرش سازیم تا یار پا گذارد ۱

امشب که شمع مجلس با آن پری سپردست
پروانه منصب خود باید به ما گذارد ۲

گر برخورد به زلفش باد صبا به گلشن
از شرم بوی گل را در دم به جا گذارد ۳

بر صید دیگری دام انداختن شگون نیست
با کوهکن بگویید این کار واگذارد ۴

بیگانه عاجز آمد از دشمنی فیّاض
این شکوه به که یک چند با آشنا گذارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۵ - تنها نه ز زلفت دلم آرام ندارد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۷ - سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.