هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه عمیق خود میگوید که حتی اشکهایش نیز نمیتوانند آن را تسکین دهند. او از بیقراری، تنهایی و ناامیدی سخن میگوید و احساس میکند که در گردابی از درد و رنج گرفتار شده است. تصاویری مانند سیل خانهخراب، شکر تلخ و مستی بیهدف، بر عمق ناامیدی و سردرگمی او تأکید دارند.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و روانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشند.
شماره ۲۸۲ - امشب که از نم مژه آبم نمیبرد
امشب که از نم مژه آبم نمیبرد
در دل خیال کیست که خوابم نمیبرد! ۱
عمری است پای در گلم از گریه، چون کنم!
این سیل تندِ خانه خرابم نمیبرد ۲
از ضعف نیست قوّت از خویش رفتنم
واماندهام چنان که شرابم نمیبرد ۳
راضی شدم به صلح ولی شهد آشتی
از کام تلخی شکرابم نمیبرد ۴
وز نالة شبانه جگر سوختم چه سود
کان مست ره به بوی کبابم نمیبرد ۵
لطفم خراب کرده به نوعی که تا ابد
از جا فریب ناز و عتابم نمیبرد ۶
خضرم که میشود! که درین وادی خطر
همراهی درنگ و شتابم نمیبرد ۷
آشفتة علاقة دستارم آن چنان
کز ره فریب طرف نقابم نمیبرد ۸
فیّاض همدمان ز بس از من رمیدهاند
در آب اگر دهند گم آبم نمیبرد ۹
در دل خیال کیست که خوابم نمیبرد! ۱
عمری است پای در گلم از گریه، چون کنم!
این سیل تندِ خانه خرابم نمیبرد ۲
از ضعف نیست قوّت از خویش رفتنم
واماندهام چنان که شرابم نمیبرد ۳
راضی شدم به صلح ولی شهد آشتی
از کام تلخی شکرابم نمیبرد ۴
وز نالة شبانه جگر سوختم چه سود
کان مست ره به بوی کبابم نمیبرد ۵
لطفم خراب کرده به نوعی که تا ابد
از جا فریب ناز و عتابم نمیبرد ۶
خضرم که میشود! که درین وادی خطر
همراهی درنگ و شتابم نمیبرد ۷
آشفتة علاقة دستارم آن چنان
کز ره فریب طرف نقابم نمیبرد ۸
فیّاض همدمان ز بس از من رمیدهاند
در آب اگر دهند گم آبم نمیبرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۱ - نبرم منّت کس کاش شرابم نبرد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۳ - کس جان ز زخم خنجر مژگان نمیبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.