هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد و رنج عاشق از بیاعتنایی معشوق و جدایی از اوست. شاعر از نگاه ناز معشوق، زلفهای او و رفتارهایش سخن میگوید و درد دل خود را بازگو میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد یا با روحیات آنها سازگار نباشد.
شماره ۲۸۸ - منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
در سینه ببین با دل مجروح چهها کرد ۱
در تاب نشد خوی تو از هرزهدرایان
تا شانه به دندان گره از زلف تو وا کرد ۲
شد قسمت مرغ دل ما دانة خالت
روزی که قضا زلف ترا دام بلا کرد ۳
از غصه و درد دل پر حسرتم امشب
یک جنبش ابروی تو صد نکته ادا کرد ۴
در چشم و دلش عشرت جاوید بمیرد
هر کس که مرا از سر کوی تو جدا کرد ۵
نا آمده بر لب نفسم بند گلو شد
ممنونم ازین سینه که یک ناله رسا کرد ۶
فیّاض که در بزم تو ناخوانده در آمد
هر در زد و هر درد دلی داشت ادا کرد ۷
در سینه ببین با دل مجروح چهها کرد ۱
در تاب نشد خوی تو از هرزهدرایان
تا شانه به دندان گره از زلف تو وا کرد ۲
شد قسمت مرغ دل ما دانة خالت
روزی که قضا زلف ترا دام بلا کرد ۳
از غصه و درد دل پر حسرتم امشب
یک جنبش ابروی تو صد نکته ادا کرد ۴
در چشم و دلش عشرت جاوید بمیرد
هر کس که مرا از سر کوی تو جدا کرد ۵
نا آمده بر لب نفسم بند گلو شد
ممنونم ازین سینه که یک ناله رسا کرد ۶
فیّاض که در بزم تو ناخوانده در آمد
هر در زد و هر درد دلی داشت ادا کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - لعل لبت ز خون گهر آب میخورد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.