هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی و تلخیهای عشق میگوید. او بارها به معشوق تذکر داده اما او توجهی نکرده است. شاعر احساس میکند که عشقش نادیده گرفته شده و حتی مهربانیهای معشوق نیز برایش دردناک بوده است. او خود را مانند شمعی میداند که بیفایده سوخته و نتوانسته روشنبخش مجلسی باشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۰۰ - گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
طفل بازیگوش من گوشی گوشی به حرف من نکرد ۱
ذوق پیراهن دریدن را به کام دل ندید
هر که را چاک گریبان رخنه در دامن نکرد ۲
عاشقان را تیرهبختی سایة بال هماست
زان سبب خاکسترم جز جای در گلخن نکرد ۳
سالها بیهوده چون شمع قرار بیکسان
سوختیم و پرتو ما مجلسی روشن نکرد ۴
مهربانیهای او فیّاض در خونم نشاند
آنچه با من کرد او از دوستی دشمن نکرد ۵
طفل بازیگوش من گوشی گوشی به حرف من نکرد ۱
ذوق پیراهن دریدن را به کام دل ندید
هر که را چاک گریبان رخنه در دامن نکرد ۲
عاشقان را تیرهبختی سایة بال هماست
زان سبب خاکسترم جز جای در گلخن نکرد ۳
سالها بیهوده چون شمع قرار بیکسان
سوختیم و پرتو ما مجلسی روشن نکرد ۴
مهربانیهای او فیّاض در خونم نشاند
آنچه با من کرد او از دوستی دشمن نکرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.