هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد فراق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از بیوفایی یار و بیتوجهی او به زاریهایش شکایت میکند و از خوابی که آرامش نمیدهد و خاطراتی که آزارش میدهد سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۳۰۱ - یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
یا چنین تمکین بما تقصیر در یاری نکرد ۱
دیدمش در خواب و گردیدم به گردش تا سحر
کرد خواب آخر به من کاری که بیداری نکرد ۲
عالمی را بی تو از شیون به تنگ آوردهام
زاری من کس ندید امشب که بیزاری نکرد ۳
خدمت عشقم برهمن کرد و یک بارم به سهو
تار زلفی بر میان انداز زناری نکرد ۴
یا چنین تمکین بما تقصیر در یاری نکرد ۱
دیدمش در خواب و گردیدم به گردش تا سحر
کرد خواب آخر به من کاری که بیداری نکرد ۲
عالمی را بی تو از شیون به تنگ آوردهام
زاری من کس ندید امشب که بیزاری نکرد ۳
خدمت عشقم برهمن کرد و یک بارم به سهو
تار زلفی بر میان انداز زناری نکرد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - عجب ار درین بهاران گل و لاله بار گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.