هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر ناامیدی و حسرت شاعر از وضعیت خود و دنیاست. او احساس میکند که سخنانش به دل دیگران نمینشیند و تلاشهایش بیثمر است. شاعر از فریبندگی دنیا و نرسیدن به آرزوها شکایت دارد و در نهایت به این نتیجه میرسد که در این قمار زندگی، بردن به باختن نمیرسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخاندیشانهی شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۹ - کسی به درد سخن غیر طبع من نرسد
کسی به درد سخن غیر طبع من نرسد
قلم دواسبه به داد دل سخن نرسد ۱
رسیدهام به مقامی به راه کعبة شوق
که هر که پای طلب بشکند به من نرسد ۲
متاع جلوة شیرین چنان رواجی یافت
که غیر حسرت بیجا به کوهکن نرسد ۳
ز سوزن مژه ارزانی رفو باشد
شکاف سینه، که تا دامن کفن نرسد ۴
امیدوار چنانم که شمع با تو اگر
به لاف همسری آید به انجمن نرسد ۵
فریب جلوة دنیا نمیتوان خوردن
به دست اگر رسد این لقمه تا دهن نرسد ۶
زیان خویش به از سود غیر دان فیّاض
درین قمار که بردن به باختن نرسد ۷
قلم دواسبه به داد دل سخن نرسد ۱
رسیدهام به مقامی به راه کعبة شوق
که هر که پای طلب بشکند به من نرسد ۲
متاع جلوة شیرین چنان رواجی یافت
که غیر حسرت بیجا به کوهکن نرسد ۳
ز سوزن مژه ارزانی رفو باشد
شکاف سینه، که تا دامن کفن نرسد ۴
امیدوار چنانم که شمع با تو اگر
به لاف همسری آید به انجمن نرسد ۵
فریب جلوة دنیا نمیتوان خوردن
به دست اگر رسد این لقمه تا دهن نرسد ۶
زیان خویش به از سود غیر دان فیّاض
درین قمار که بردن به باختن نرسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۸ - بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد
گوهر بعدی:شماره ۳۲۰ - تا کی چنینم از مژه خون جگر چکد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.