هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از پر نشدن دل از عشق و غم سخن میگوید. شاعر از جفای محرم و بیگانه، اشکهای بیپایان، و گوش دادن به افسانههای غمانگیز مینالد و بیان میکند که هیچچیز نتوانسته دل او را از این دردها پر کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی مفاهیم عرفانی موجود در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۴ - دل از جفای محرم و بیگانه پر نشد
دل از جفای محرم و بیگانه پر نشد
صد دل تهی شد و دل دیوانه پر نشد ۱
چون شیشه سر به سجده نبردم که از غمش
سجّادهام ز اشک چو پیمانه پر نشد ۲
عمریست تا فسانة غم گوش میکنم
گوش دلم هنوز ز افسانه پر نشد ۳
داغ فراخ حوصلگیهای مشربم
صد خانقه تهی شد و خمخانه پر نشد ۴
ناید به تنگ سینة فیّاض از غمت
از گنج هیچگه دل ویرانه پر نشد ۵
صد دل تهی شد و دل دیوانه پر نشد ۱
چون شیشه سر به سجده نبردم که از غمش
سجّادهام ز اشک چو پیمانه پر نشد ۲
عمریست تا فسانة غم گوش میکنم
گوش دلم هنوز ز افسانه پر نشد ۳
داغ فراخ حوصلگیهای مشربم
صد خانقه تهی شد و خمخانه پر نشد ۴
ناید به تنگ سینة فیّاض از غمت
از گنج هیچگه دل ویرانه پر نشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۳ - دلم شبی که خیال ترا نشیمن شد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۵ - پای دل تا به ره عشق تو فرسوده نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.