هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از پریشانی دلها و ویرانیهای ناشی از عشق. شاعر از نقشبندان و طرحهای زیبایی که بر جانان ریخته شده سخن میگوید و از تشنگی عاشقان و بیقراری آنها. همچنین، اشاراتی به مفاهیم ایمان و کفر در عشق دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۴ - نقشبندانی که طرح روی جانان ریختند
نقشبندانی که طرح روی جانان ریختند
طرح دلها را چو زلف او پریشان ریختند ۱
شهسوار عشق در معموره منزل کی کند!
طرح این ویرانه را دانسته ویران ریختند ۲
گلرخان بهر زکات گلفشانیهای عشق
تا به لب آورده صد بار آب حیوان ریختند ۳
تشنگان لعل او با آنکه ساقی خضر بود
بود خالی عرصه و چابکسواران ریختند ۴
ملک صبرم پایمال ترکتاز غمزه شد
در حقیقت گویی این بگداختند، آن ریختند ۵
بیخرابی نقش آبادی مزن کاشفتگان
گرد کفر انگیختند و رنگ ایمان ریختند ۶
زلف سنبل، چهره گل، ساعد سمن، شمشاد قد
وه که طرح این گلستان خوش بسامان ریختند ۷
تا کمر نظاره را در بحر سیمابست جای
بیقراری بس که بر خاک درش جان ریختند ۸
در دیار عشق آسایش نه دین دارد نه کفر
خاک این غم بر سر گبر و مسلمان ریختند ۹
از شراب خوشدلی در ساغر فیّاض ما
جرعهواری ریختند اما پشیمان ریختند ۱۰
طرح دلها را چو زلف او پریشان ریختند ۱
شهسوار عشق در معموره منزل کی کند!
طرح این ویرانه را دانسته ویران ریختند ۲
گلرخان بهر زکات گلفشانیهای عشق
تا به لب آورده صد بار آب حیوان ریختند ۳
تشنگان لعل او با آنکه ساقی خضر بود
بود خالی عرصه و چابکسواران ریختند ۴
ملک صبرم پایمال ترکتاز غمزه شد
در حقیقت گویی این بگداختند، آن ریختند ۵
بیخرابی نقش آبادی مزن کاشفتگان
گرد کفر انگیختند و رنگ ایمان ریختند ۶
زلف سنبل، چهره گل، ساعد سمن، شمشاد قد
وه که طرح این گلستان خوش بسامان ریختند ۷
تا کمر نظاره را در بحر سیمابست جای
بیقراری بس که بر خاک درش جان ریختند ۸
در دیار عشق آسایش نه دین دارد نه کفر
خاک این غم بر سر گبر و مسلمان ریختند ۹
از شراب خوشدلی در ساغر فیّاض ما
جرعهواری ریختند اما پشیمان ریختند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۳ - هر کاروان که راه به کوی تو ساختند
گوهر بعدی:شماره ۳۵۵ - یک بار نکردیم در آن دل اثری چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.